قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5047
تاريخ الفي ( فارسى )
امير فاضل از ميرزا عمر شيخ جدا شده به ملازمت ميرزا اسكندر در كوشك ذر رسيد و صورت واقعه را به عرض رسانيد . ميرزا اسكندر ، امير صديق و امير كيومرث و جمعى ديگر را از عقب ميرزا عمر شيخ و همراهان به طرف يزد فرستاد و خود متوجه سلطان معتصم شد . و چون هردو لشكر به هم رسيدند ، شيرازيان وفادارى كرده نزد مظفريان رفتند و مظفر دلير شده نزديك قول ميرزا اسكندر آمد . ميرزا اسكندر به قوت شجاعت موروثى پا محكم كرده ايشان را شكست داد . معتصم گريزان شد و اكثر سرداران عراق و آذربايجان گرفتار شدند . و سلطان معتصم نزديك به اصفهان به جويى رسيده خواست كه اسب از جوى جهاند ، به واسطهء گرانى جبا و بدن ، به وقت جستن اسب ، از زين جدا شده ، دلاورى رسيد و سرش را از بدن جدا كرد و فتنه فرونشست . و مردم اصفهان به سعى قاضى نظام دروازهها را بستند و بدين واسطه اكثر ولايت اصفهان خراب شد و مدتى مديد اصفهان را ميرزا اسكندر محاصره نمود . و چون امير صديق و كيومرث با امراى ميرزا پير محمد كه به يزد مىرفتند ، رسيدند ، جنگ شده اسكندريان غالب شدند و امير سعيد برلاس و جمعى ديگر از گريختگان به خراسان رفته ميرزا رستم را بر آن داشتند كه از اميرزاده شاهرخ رخصت طلبيده متوجه اصفهان شد . و به وقت آنكه اصفهان را اميرزاده اسكندر محاصره نموده بود ، خبر رسيد كه ميرزا رستم نزديك شد و يزد را مردم ميرزا اسكندر به اتفاق مردم يزد از داروغاى آنجا گرفته مردم فتنهانگيز را به قتل رسانيدند و امير عبد الصمد خلاص شد و به ملازمت ميرزا اسكندر آمد . و امير يوسف خليل به حكومت يزد رفت و ميرزا اسكندر به واسطهء قرب وصول ميرزا رستم و مخالفت اصفهانيان به استقبال ميرزا رستم رفته او را به شهر درآوردند . و چون ولايت فارس و بعضى از عراق به تصرف ميرزا اسكندر درآمد ، پسر نزد ميرزا شاهرخ سلطان [ كس ] فرستاد و اظهار اطاعت نمود و از آن حضرت التماس فرستادن يكى از برادران نمود . به موجب التماس او ميرزا بايقرا را آن حضرت به آن طرف روانه كرد و نصيحت نامه [ اى ] به ميرزا اسكندر نوشت و او را به صلهء رحم وصيّت كرد . و شرح احوال مملكت خراسان و ماوراء النهر آن است كه چون ميرزا شاهرخ به يمن مساعدت بخت و اقبال ، بىجنگ و جدل دار السلطنهء سمرقند را به تصرف درآورده كس نزد امير خدايداد حسينى فرستاده كه « باعث تأخير از ملازمت چيست ؟ چون نوشته بودى كه اين خدمت بنابر دولتخواهى به وقوع آمده اكنون بىتوقف و ملاحظه به ملازمت مىبايد آمد . » و خدايداد در جواب نوشت كه « موجب اجتناب ملاحظهء امير شيخ نور الدين است . اگر او را آن حضرت مقيد مىسازد ، بنده به ملازمت مىآيم . » و آن حضرت از اين جواب در غضب شده از سمرقند به عزم رزم خدايداد متوجه مغولستان شد و ميرزا رستم و امير سيدى على ترخان و